بررسی تحلیلی نظریه «باور» در اندیشه هنری پرایس در دانشگاه شهید باهنر کرمان
برای مشاهده آیین نامه تشکلیل شورا و مدیریت نظارت،ارزیابی تضمین کیفیت موسسه های آموزش عالی، پژوهشی و فناوری فایل مورد نظر را کلیک نمایید (pdf فایل)
در راستای توسعه و ترویج کرسیهای علمی ترویجی صورت گرفت؛
بررسی تحلیلی نظریه «باور» در اندیشه هنری پرایس در دانشگاه شهید باهنر کرمان
کرسی علمی-ترویجی با محوریت «تحلیل انتقادی فرایند شکلگیری باور در اندیشه هنری پرایس» در دانشکده حقوق و الهیات دانشگاه شهید باهنر کرمان برگزار شد.
به گزارش روابط عمومی دانشگاه، این نشست علمی روز چهارشنبه ۱۳ خردادماه ۱۴۰۵ با همکاری دبیرخانه حمایت از کرسیهای نظریهپردازی، نقد و مناظره و در سالن کنفرانس بخش معارف اسلامی برگزار گردید. در این نشست، دکتر فاطمه عرب به عنوان ارائه دهنده کرسی و دکتر معصومه سعید عضو هیئت علمی دانشکده حقوق و الهیات دبیری جلسه را بر عهده داشت.
در این نشست علمی، دیدگاههای هنری پرایس درباره ماهیت باور مورد واکاوی قرار گرفت.
دکتر عرب افزود: پرایس تلاش کرده است تا از چارچوب سنتی و دوگانهی «عقلگرایی در برابر احساسگرایی» عبور کند. او باور را نه صرفاً یک حالت شناختی و نه فقط یک تجربه عاطفی، بلکه نتیجهی تعامل تدریجی عناصر شناختی، ارادی و احساسی در ذهن انسان میداند.
پرایس با تفکیک دو مرحلهی «درک و بررسی گزاره» و «تأیید گزاره»، نشان میدهد که باور یک فرایند پویا و چندلایه است. در این فرایند، فرد ابتدا معنای گزاره را درک میکند و سپس در پرتو شواهد، اراده و تمایلات عاطفی خود نسبت به آن موضع میگیرد.
عضو هیئت علمی دانشکده حقوق و الهیات به نکات کلیدی مطرح شده در این نشست اشاره نمود و خاطرنشان کرد: تأکید پرایس بر نقش همزمان عقل و احساس بود. برخلاف بسیاری از فیلسوفان که باور را تنها بر اساس استدلال عقلانی تحلیل میکنند، پرایس معتقد است احساساتی مانند اطمینان، آرامش، امید یا نگرانی سهمی اساسی در تثبیت و دوام باورها دارند. این نگاه میتواند به تبیین باورهایی کمک کند که صرفاً با منطق قابل توضیح نیستند و تصویر واقعبینانهتری از حیات ذهنی انسان ارائه میدهند.
وی گفت: با وجود ارزش نظری این دیدگاه، چالشهایی نیز برای آن برشمرد شد. مهمترین ابهام در مفهوم دقیق «تأیید» و نسبت میان عناصر شناختی، ارادی و احساسی است. همچنین، تأثیرپذیری باور از عوامل احساسی و ارادی، تبیین نحوهی کنترل و اصلاح باورهای نادرست را دشوارتر میکند. از سوی دیگر، کمتوجهی پرایس به عوامل اجتماعی، فرهنگی و تاریخی در شکلگیری باورها، از دیگر نقدهای وارد بر این نظریه بود.
در مجموع، این کرسی علمی نشان داد که نظریه پرایس تلاشی ارزشمند برای ارائه تصویری پیچیدهتر از باور است و میتواند زمینهساز پژوهشهای بیشتر در حوزههای معرفتشناسی، روانشناسی شناختی و فلسفه دین باشد.
در بخش پایانی این نشست، دکتر محیا رفیعی و دکتر عباس حیدری از اعضای هیئت علمی دانشکده حقوق و الهیات به عنوان ناقدان، دیدگاههای تخصصی و پرسشهای تکمیلی خود را مطرح کردند که به غنای علمی جلسه افزود.