کرسی ترویجی با تمرکز بر تاریخ دیپلماسی ایران برگزار شد
|
|
نام ونام خانوادگی :حسین غضنفرپور رتبه علمی :دانشیار گروه جغرافیا و برنامه ریزی شهری پست الکترونیکی : ma۱۳۸۰@ uk.ac.ir آدرس پورتال:http://academicstaff.uk.ac.ir/ghazanfarpor |
واکاوی اسنادی روابط ایران و آلمان در دهه ۳۰ شمسی در دانشگاه شهید باهنر کرمان؛
کرسی ترویجی با تمرکز بر تاریخ دیپلماسی ایران برگزار شد
کرسی ترویجی «مناسبات ایران و آلمان در دهه ۳۰ شمسی (با رویکرد اسنادی)» روز دوشنبه ۲۴ آذرماه ۱۴۰۴، در محل دانشکده ادبیات و علومانسانی دانشگاه شهید باهنر کرمان برگزار شد؛ نشستی علمی که باهدف بازخوانی یکی از مقاطع مهم روابط خارجی ایران، به همت معاونت پژوهشی دانشگاه و با همکاری دبیرخانه حمایت از کرسیهای نظریهپردازی، نقد و مناظره شکل گرفت.
به گزارش روابطعمومی دانشگاه شهید باهنر کرمان، در این کرسی ترویجی، دکتر مرجان برهانی، عضو هیئتعلمی دانشکده ادبیات و علومانسانی دانشگاه شهید باهنر کرمان، بهعنوان ارائهدهنده، پژوهش خود را با عنوان «مناسبات ایران و آلمان در دهه ۳۰ شمسی» ارائه کرد؛ نشستی که ریاست آن را دکتر جمشید روستا، رئیس و عضو هیئتعلمی بخش تاریخ دانشکده ادبیات و علومانسانی بر عهده داشت. دکتر مرجان برهانی، عضو هیئتعلمی دانشکده ادبیات و علومانسانی دانشگاه شهید باهنر کرمان، اظهار داشت: در این نشست کوشیدهام با رویکردی اسنادی و با اتکا به منابع آرشیوی، مناسبات ایران و آلمان در دهه ۱۳۲۰ شمسی را بررسی کنم. اگرچه روابط ایران و آلمان پیشینهای طولانی دارد و به دوره قاجار بازمیگردد، اما نقطه عطف این مناسبات را باید در دوران دو جنگ جهانی، بهویژه جنگ جهانی دوم، جستوجو کرد؛ دورانی که سرنوشت سیاسی و اقتصادی ایران را بهطورجدی تحتتأثیر قرارداد.
وی افزود: پرسشمحوری پژوهش من این بود که چگونه گسترش روابط ایران و آلمان به بهانهای برای اشغال ایران توسط متفقین تبدیل شد و کشور را علیرغم اعلام رسمی بیطرفی، وارد جنگی ناخواسته کرد. یافتههای این پژوهش نشان میدهد نگاه مثبت رضاشاه، نخبگان سیاسی و بخش قابلتوجهی از جامعه ایران به آلمان، ریشه در سیاست «ورود نیروی سوم» داشت؛ سیاستی که باهدف ایجاد موازنه در برابر نفوذ سنتی و گسترده انگلستان و روسیه دنبال میشد.
این عضو هیئتعلمی در ادامه خاطرنشان کرد: آلمان در آن مقطع، برخلاف دو قدرت یادشده، سابقه استعمارگری مستقیم در ایران نداشت و به همین دلیل توانست از مسیر اقتصادی وارد مناسبات با ایران شود. رضاشاه که صنعتیسازی را یکی از ارکان اصلی نوسازی کشور میدانست، از حضور متخصصان آلمانی و واردات فناوری و صنایع از این کشور بهره گرفت. در مقابل، مواد خام و منابع طبیعی ایران نیز در خدمت صنایع آلمان قرار گرفت. این روابط اقتصادی بهتدریج ابعاد سیاسی پیدا کرد و آلمان به جایگاهی قابلتوجه در سیاست خارجی ایران دستیافت.
به گفته دکتر برهانی، در آستانه جنگ جهانی دوم، شمار قابلتوجهی از اتباع آلمانی در ایران حضور داشتند و افکار عمومی نیز از پیشرویها و فتوحات آلمان در اروپا استقبال میکرد. این وضعیت برای دول متفق، بهویژه انگلستان و شوروی، نگرانکننده بود. آنان که همزمان شاهد پیشروی آلمان در خاک شوروی بودند، منافع خود در خاورمیانه را در معرض تهدید میدیدند و ایران را بهترین و مقرونبهصرفهترین مسیر برای انتقال کمکهای تسلیحاتی و تدارکاتی به شوروی تشخیص دادند.
وی با اشاره به اینکه متفقین در پی بهانهای برای نقض بیطرفی ایران بودند، افزود: حضور گسترده اتباع آلمانی در ایران همان بهانهای بود که در نهایت مورداستفاده قرار گرفت. درخواست اخراج آلمانیها مطرح شد و تعلل رضاشاه در اجرای این خواسته، زمینهساز حمله متفقین به ایران شد. باوجود تلاشهای دولت، مجلس و مردم برای حفظ بیطرفی، ایران ناچار به ورود به جنگی شد که هیچ نقشی در شکلگیری آن نداشت؛ جنگی که پیامدهای سنگین اقتصادی، اجتماعی و سیاسی به همراه آورد و حتی به انتقال قدرت در کشور انجامید.
در مجموع، این پژوهش نشان میدهد سیاست «ورود نیروی سوم»، اگرچه در کوتاهمدت دستاوردهایی در مسیر توسعه صنعتی ایران به همراه داشت، اما در شرایط جنگ جهانی دوم به عاملی تبدیل شد که استقلال و بیطرفی کشور را بهشدت آسیبپذیر ساخت.
در بخش پایانی این کرسی ترویجی، نشست وارد مرحله نقد و ارزیابی علمی شد؛ جایی که دکتر محمود بابایی، عضو هیئتعلمی دانشکده حقوق و الهیات، و دکتر مهدی اسدی، عضو هیئتعلمی دانشکده ادبیات و علومانسانی دانشگاه شهید باهنر کرمان، با نگاهی تحلیلی و تخصصی به بررسی محتوای ارائهشده پرداختند و ابعاد مختلف این پژوهش اسنادی را مورد ارزیابی قرار دادند.
