سلسه مباحث معرفت با موضوع معاد برگزار شد

  • تاریخ انتشار : // - 20:27
  • تعداد بازدید : 76
  • زمان مطالعه : 5 دقیقه

سلسه مباحث معرفت با موضوع معاد برگزار شد

به گزارش روابط عمومی دانشگاه، سلسله مباحث معرفت، روز دوشنبه 13دیماه95، با سخنرانی استاد عرفان و اخلاق حاج آقا سعادتفر و با حضور استادان، کارکنان و دانشجویان، در تالار وحدت دانشگاه، برگزار شد.

 

در این جلسه استاد اخلاق و عرفان، به تفسیر آیه 65 از سوره یس پرداخت و گفت:  طرح بحث معاد در این بخش از آیه است که خداوند فرموده: الْیَوْمَ نَخْتِمُ عَلی‌ أَفْواهِهِمْ وَ تُکَلِّمُنا أَیْدیهِمْ وَ تَشْهَدُ أَرْجُلُهُمْ بِما کانُوا یَکْسِبُونَ در صحنه محاسبه و پاسخگویی انسان ها در قیامت، دست‌ها و پاهای آنها با ما سخن می‌گویند و شهادت می‌دهند. در معاد, شخص مسئول است، چشم و گوش و دل «مسئول‌عنه» هستند؛ از شخص سؤال می‌کنند  این گوش را در چه راه صرف کردی؟ این چشم را در چه راه صرف کردی؟ این دل را در چه راه صرف کردی که این جمله اخیر نیاز به توجیه داشت. بنابراین این‌طور نیست که در  معاد از اعضا و جوارح سؤال کنند؛ آنها مسئول نیستند، آنها «مسئول‌عنه» هستند و انسان باید از عملکرد همه اینها پاسخ دهد و هر حرفی که اینها علیه انسان می‌زنند شهادت است نه اقرار، چون خود انسان مرتکب این اعمال می‌شود. مقصود از اعضا در پاسخ گویی با توجه به عوض شدن ذرّات آن در جریان بدن که کدام بدن است هر ذرّه‌ای که نفس قبول کند و جزء خود بداند آن بدن انسان است که در دنیا هم همین‌طور است؛ در دنیا کسی که هفتاد سال یا هشتاد سال زندگی می‌کند چندین بار تمام ذرّات بدن او عوض می‌شود؛ ولی شخص همان شخص است، در آن روز دیگر اعضای انسان تسلیم تمایلات او نیستند، آنها حساب خود را از کل وجود انسان جدا کرده تسلیم پروردگار می شوند، و بر آستان مقدس او سر فرود می آورند، و حقایق را با شهادت خود آشکار می سازند، و چه دادگاه عجیبی است که گواه آن اعضای پیکر خود بدن انسان است، همان ابزاری است که گناه را با آن انجام داده! در روز قیامت به دست و پا و گوش ما نیز توانایی حرف زدن خواهد داد: حَتَّی إِذَا مَا جَاوُوهَا شَهِدَ عَلَیْهِمْ سَمْعُهُمْ وَأَبْصَارُهُمْ وَجُلُودُهُمْ بِمَا کَانُوا یَعْمَلُونَ (فصّلت /20)

 

وی گفت: اما جسمانى بودن به این معنا قابلیت براى بقا و جاودانگى ندارد. بدون شک هیچ یک از معتقدان به معاد جسمانى ملتزم نمی شوند جسمى که در دنیا بود، با همان وضعیت بر می گردد، بلکه منظور بازگشت آن به گونه دیگر خواهد بود، به طورى که از جهت شباهت عین جسد اوّل باشد و از جهتى مثل آن است، به طورى که هر کس این قالب را ببیند بگوید این، فلانى است، آن شخصِ دیگر است. به تعبیر دیگر مادى بودن در قیامت و آخرت مادیتى خواهد بود که با قوانین مربوط به آن جا سازگار باشد، به نحوى که قابلیت جاودانگى داشته و فضولات نداشته باشد و موجب خستگى و ملالت نباشد.آیات قرآن کریم هم دلالت دارند که روح به بدنى مثل این بدن تعلق مىگیرد و محشور می شود. از جمله:على ان نبدّلکم امثالکم و ننشئکم فیما لا تعلمون؛ ما در میان شما مرگ را مقدّر کردیم تا آن که مثلهاى شما را تبدیل کنیم و شما را در آن چیزهایى که نمی دانید ایجاد نماییم" .آیه دیگر: ما ایشان را آفریدیم و بنیان وجودى و کیان آنها را استوار نمودیم و زمانى که بخواهیم مثل‌هاى آنان را تبدیل می نماییم". مراد از امثال در این آیات همان بدن است و به معناى احوال و اطوار است، یعنى ما بدنهاى آنان را به احوال و اطوار مختلف در می آوریم. البته با اطوار عالیه محشور می شود، نه با آن مادّیت که در دنیا بود و قابلیت بقا نداشت. وی در مورد تقسیم بندی موجودات از نظر کمالات وجودی بیان کرد: جمادات یا موجودات بی جان مانند انواع سنگ‌ها، گازهاو مایعات که دارای آثار وجودی خاصی هستند-نباتات یا گیاهان که دارای کمالات و آثار وجودی بیشتری نسبت به جمادات هستند یعنی علاوه بر اینکه آثار وجودی جمادات را دارند، دارای آثار وجودی مخصوصی هستند که جمادات فاقد آنها هستند. حیوانات که دارای کمالات و آثار وجودی بیشتری نسبت به گیاهان و جمادات هستند و علاوه بر آثار وجودی جمادات و گیاهان، دارای وجودی مخصوص هستند که دو قسم قبلی فاقدآنند و انسان از آن جهت که انسان است و اشرف مخلوقات می باشد، نه جماد است، نه نبات است و نه حیوان. وی ادامه داد که عابدترین مخلوقات جمادات هستند زیرا تخلفی انجام نمی دهند. حاج آقا سعادت فر در مورد اضرار به نفس هم توصیحاتی داد و تصریح کرد: بحث در قاعده ی لا ضرر در مورد اضرار به نفس است. در قرآن کریم اشاراتی راجع به ضرر رساندن به خود وجود دارد به هر حال به نظر ما ضرر به نفس مانند ضرر به غیر است و حرام می باشد و آیه ی قران و روایات بر حرمت آن دلالت دارد.

خداوند در قرآن می فرماید: ﴿وَ مَنْ یَعْمَلْ سُوءاً أَوْ یَظْلِمْ نَفْسَهُ ثُمَّ یَسْتَغْفِرِ اللَّهَ یَجِدِ اللَّهَ غَفُوراً رَحیما﴾ مراد از عمل سوء اضرار به غیر و مراد از ظلم به نفس اضرار به نفس است. هر دو کار بدی کرده اند که اگر استغفار کنند خداوند از آنها می گذرد.

 

در پایان جلسه یکی از استادان سوال:خود را در مورد اضرار به نفس اینگونه بیان نمود و گفت: با توجه به اتفاق فقها در حکم حرمت اضرار به نفس، مبناى حکم جواز پیوند اعضاء چیست؟ چنانچه مبناى این  حکم اهمیت حفظ جان مسلمان در برابر حرمت اضرار به نفس باشد، این سؤال مطرح مى‌شود که اگر شخص اهداکننده عضو، شیعه و شخص گیرنده عضو، غیر شیعه یا غیر مسلم باشد، آیا باز هم حفظ جان چنین شخصى از اضرار به نفس یک شیعه مهمتر است؟ سپس استاد اخلاق اینگونه جواب داد: مطلق اضرار به نفس دلیل بر حرمت ندارد و اهداى عضو جهت پیوند به بدن شخص دیگر از مصادیق اضرار به نفس به نحو کلى نیست. زیرا ممکن است براى‌ کثیرى از افراد ضرر به همراه نداشته باشد و در اهداى عضو جهت پیوند فرقى نیست که گیرنده مسلمانِ هم‌ مذهب باشد یا غیر مسلمان، و اگر نجات جان گیرنده مسلمان متوقف بر پیوند عضو باشد، چنانچه براى‌ دهنده ضرر معتنابه نداشته باشد، چه بسا واجب است که اهدا کند و یا بفروشد.

کلمات کلیدی
رضا میمند
خبرنگار :

رضا میمند

نظرات

0 نظر برای این مطلب وجود دارد

نظر دهید