جلسه سلسه مباحث معرفت 20آذر ماه
جلسه سلسه مباحث معرفت 20آذر ماه
به گزارش روابط عمومی دانشگاه، روز دوشنبه 20 آذر 96، طبق روال هر هفته جلسه سلسه مباحث معرفت، با سخنرانی استاد اخلاق و عرفان حجت الاسلام والمسلمین سعادت فر، در تالار وحدت دانشگاه برگزار شد.
جلسه با آیاتی چند از کلام الله مجید آغاز شد. دکتر حسینخانی؛ سرپرست روابط عمومی دانشگاه، ضمن تشکر از استاد اخلاق و عرفان حجت الاسلام سعادت فر و حاضران، با بیان اینکه به دلیل تعطیلی کلاس ها در پی زلزله هفته گذشته، جلسه معرفت نیز تشکیل نشد اعلام کرد که از این هفته جلسات طبق روال تشکیل می گردد. حجت الاسلام والمسلمین سعادت فر گفت: بحث پیرامون " فِی بُیُوتٍ أَذِنَ اللَّهُ أَنْ تُرْفَعَ وَ یُذْکَرَ فِیهَا اسْمُهُ " بود که در این آیه شریفه معارف و نکات بسیار مهمی است که بر هر سالکی لازم است که به آن ها توجه کند. در آیه این اذن یک اذن تکوینی است و خداوند تکویناً این خانه ها را بالا برده و در نتیجه اذن نسبت به این بیوت یکی از معانی و معارف بلندش این است که این بیوت اهل خود را بالا می برد. پس این ها مأذون در رفعت و بالا بردن هستند و نکته دیگر که این آیه دارد اینکه اگر رفعتی است باید آن را در این بیوت جست و جو کرد و در غیر این بیوت رفعتی نیست. خدای سبحان امر به ذکر فرموده است و تنها آیه ای که فرموده است "اذن الله عن ترفع" و اذن در رفعت داده است، راجع به این بیوت است و تنها موردی که انسان می تواند رفعت را بیابد اینجا است.
وی ادامه داد، ما انسان ها تکویناً خلیفه الله هستیم، حالا نکته مهم اینجا است که اگر انسان تشریعاً هم خلیفه خداوند باشد، حالا این دو با هم همراه شده و انسان اهل این بیت می شود. حال خلیفه تشریعی چیست؟ در آن دستوراتی که خداوند متعال داده است، باید دید که خلیفه هستیم یا نه و جانشین او هستیم یا اینکه استقلالی عمل می کنیم و وقتی امری را بپذیری و عمل کنی جانشین حق شدهای. حضرت عیسی به اذن خداوند مرده را زنده می کند و این اذن تشریعی است. استاد معرفت در ادامه بحث به این نکته اشاره کرد که انسان تکویناً خلیفه خدا است و این چه عظمت و شرافتی است که در تشریع هم خلیفه او باشد. انسان اگر انسان فعل حرامی را مرتکب شد به اذن خدا نیست پس در اینجا خلیفه او نیست و او به میزان گناه خود از خلافت حق فاصله گرفته و با تکرار آن آنقدر از خدا فاصله گرفته که خدا را فراموش می کند و وقتی انسان فراموش کرد، خدا هم او را فراموش می کند. وقتی فاصله افتاد، برای او زندگی سخت می شود، اما زمانی که دارد به تکلیف عمل می کند خلیفه است و وصل است چون به اذن او عمل می کند. وقتی انسان جانشین او شد این امر سبب رفعت او است و او را بالا می برد.
وی در بحث شفاعت ادامه داد، شفع به معنای جفت شدن و همراه شدن است. حضرت بقیه الله العظم انسان کامل است و خلیفه خداوند است. پس با وصل بشدن به او، این تجلیات حق به برکت او به همه کسانی که متصل هستند می رسد، اما اگر انسان وصل نباشد، این چراغ خاموش است و این شفاعت طلبیدن یعنی اینکه حضرت تو را همراه و وصل کند. همچنین اضافه کرد: هر عملی که صورت می گیرد، مستند به عامل خودش است و آن عمل بدون عامل اتفاق نیافتاده است. چون این عمل مستند به او است پس با او حرکت می کند و در حرکت نمو و تولید است؛ حال این عمل گاهی خیر است و گاهی شر که هر دو نوع آن رشد و تولید می یابند و اما خداوند اعمال خوب را با ضریب ده و اعمال بد را باضریب یک رشد می دهد. توبه کاری می کند که عمل را از استناد به فرد بر می دارد و به همبن دلیل توبه توصیه شده و واجب است، زیرا عمل بد را قطع می کند و نمی گذارد با فرد رشد کند.
استاد در خصوص ذکر سه نکته را بیان کرد: اول خود ذکر، دوم اثر ذکر و سوم پاداش آن و توضیح داد که ذکر ما محفوف به دو ذکر از ناحیه خداوند است. اول خداوند متعال شما را یاد کرده و انسان متذکر به ذکر خداوند می شود، یعنی خدا مرا یاد کرد و این توفیق را به من داد که من عمل به این توفیق کنم و وقتی من به ذکر او توجه کردم پاداش می دهد. وی اشاره کرد که این بیوت که رفعت دارند متذکرانه ذکر می گویند و اهلشان مرتب بالا می رود، چون اهل ذکر هستند و اهل غفلت نیستند و نتیجه بحث امروز اینکه سالک به این نکته که اول ما در ذکر حق بودیم و بعد ما ذاکر شدیم و توفیق ذکر، یافتیم، توجه کند. در پایان سخن خود به چهار درخواست که در زیارت وداع ائمه، وجود دارد اشاره کرد، اول اینکه زائر به حضرات عرض می کند، مرا مورد توجه خود قرار بده، دوم اینکه مرا در زمره خود قرار بده، سوم مرا با خود همراه کن و چهارم اینکه مرا در نزد پروردگارتان یاد و دعا کنید.
نظر دهید